Thursday, Sep 09th

Last update07:38:44 PM GMT

You are here::

هنرمند

برنامه" مصاحبه با هنرمند" درسفر سوم به والسوالی قره باغ ولایت کابل

ایمیل چاپ کردن PDF

سلام وطندار با توجه به اهمیت موسیقی محلی کشور و به هدف تشویق و تقویه این میراث فرهنگی تصمیم گرفته تا برنامه مصاحبه با هنرمند را در ولایات مختلف کشور ثبت نماید.
Artist_Qarabagh
به سلسله این برنامه ها که از یک ماه به این سو براه انداخته شده، فهیم صدیقی تهیه کننده برنامه مصاحبه با هنرمند هر ماه به سه تا چهار ولایت سفر خواهد کرد تا با هنرمندانی که با مشوره رادیوهای محلی انتخاب می شوند  مصاحبه کند، سفر سوم  فهیم صدیقی به ولسوالی قره باغ ولایت کابل بود؛ در این والسوالی  موسیقی محلی که با دمبوره و هارمونیه نواخته میشود در بین مردم شهرت داشت. زمانیکه ما به این ولایت رفتیم خواستیم با یکی از هنرمندان مطرح محلی گفتگو کنیم همکاران رادیو قره باغ  و تعدادی از جوانان ازشیرکش نام گرفتند. من به محل بود وباش شیرکش رفتم خانه این هنرمند در نزدیکی بازار والسوالی قره باغ قرار دارد از اینکه او از تیلفون همراه خوشش نمی آید مجبور شدیم به خانه او برویم و او را به استدیوی رادیو قره باغ دعوت کنیم. شیرکش که در ظاهر آدم خشن معلوم میشد اما آدم بسیار خوش خلق و مهمان نوازی بود این مرد 46 ساله که همیشه پیراهن تنبال به تن میکند از رفتن ما به ولسوالی قره باغ بسیار خوش به نظر میرسید و مهمان نوازی خوبی کرد .
آقای شیرکش بسیار خوش  آمدید به برنامه مصاحبه باهنرمند!
زنده باشید، تشکر از شما که به والسوالی ما آمدین و یاد ما هنرمندان فقیر را کردید.

در آغاز می خواهم بپرسم که چرا همه شما را شیرکش میگویند .
این موضوع داستان طولانی دارد در زمان حکومت داکتر نجیب عسکر بودم، ما در یک قله کوه که در نزدیکی همین کوه جنگل هم بود البته در همین قره باغ، پوسته داشتیم، شب شد ساعت های سه شب نوبت پیره داری من رسید زمانیکه من در پیره نشسته بودم دیدم که یک سیاهی در دور و برم نمایان شد یک گرینوف روسی پیشم بود من هم همین سیاهی را نشانه گرفته و ضربه کردم اما  صبح زمانیکه هوا روشن شد دیدیم همین سیاهی شیر بوده و من جیگرخون شدم باور کنید که چاشت حتی نان هم نخوردم بخاطریکه مه چرا این حیوان بیچاره را کشتم . بعد از همان روز من در منطقه بنام شیرکش مشهور شدم اکنون هیچ کسی مرا بنام خودم نمی شناسد حتی در خانه همه مرا شیرکش میگویند در حالیکه نام من عبدالامین است .

شیرکش عزیز در مورد هنرت بگو خودت با وجود اینکه آواز می خوانی کدام آلات موسیقی را می توانی بنوازی؟
بلی من هم آواز می خوانم و هم دمبوره مینوازم درمحل ما بیشتر دبوره رواج است که این از گذشته ها به ما میراث مانده است مثل یک عنعنه در بین هنرمندان محلی باقی مانده از زمانیکه یادم می آید دمبوره در محل ما نواخته میشد که اکنون من همیشه با دمبوره می خوانم زمانیکه من در بعضی محفل های خوشی اشتراک میکنم زیر بغلی و رباب را هم با خود میبرم و تقریباً بیست دو سال می شود که من با موسیقی سروکار دارم یعنی آواز میخوانم.

میشه در مورد دمبوره بگویید که چند نوع دمبوره وجود دارد و دمبوره از چی ساخته میشود؟
دمبوره به یک شکل است بعضی هنرمندان دوتاره مینوازند و بعضی شان یک تاره اما بیشتر دمبوره های امروزی دو تاره هستند؛ اگر سه تاره شد تنبور میشود بیشتر دمبوره ها کاسه اش از ریشه درخت توت ساخته میشود و دسته اش از چوب درخت زردالو، تارهایش از نایلون ویا از روده ساخته میشود.

شیرکش عزیز مردم والسوالی قره باغ بیشتر به کدام نوع موسیقی علاقه زیاد دارند اکنون ؟
مردم ما بیشتر به موسیقی محلی علاقمند هستند آن هم دمبوره ، یعنی هر  نوع موسیقی که باشد باید در پهلویش دمبوره حتمی است اگر در محافل خوشی مردم موسیقی بیاورند مطمینا هنرمندی را دعوت میکنند که دمبوره بنوازد در پهلوی سایر آلات موسیقی مثل دهل، هارمونیه، طبله و زیربغلی. قسمیکه در آغاز گفتم دمبوره در محل ما شکل یک عنعنه را به خود گرفته است .

درمورد آهنگهای تان بگوید که تا کنون چند آهنگ خواندید و آهنگ های تان را به شکل استندرد ثبت کردید به بازار عرضه کردید در سی دی؟
از اینکه 22 سال میشود که من آواز می خوانم اگر برای تان  بگویم که تا کنون یک سی دی ندارم شاید برایتان جالب باشد اما محل ما قسمی است زمانیکه در یک محل اشتراک میکنم در همان محل کست فروش های قره باغ میایند و در تیپ ضبط میکنند که به شکل اساسی ضبط نمی شود اما مردم عادت کرده اند و بیشترآهنگ های مرا به شکل کست تیپی از کست فروشی های میخرند و مه هم توانایی کلیپ های ویدیوی و ضبط کردن آهنگ هایم را به شکل اساسی در خارج از کشور ندارم .

گفته میشود که در خانه بسیار تند خویی می کنی راست است؟
هه هه هه من از چهره بسیار خشن معلوم میشوم اما بسیار شوخ هستم من یک خانم دارم و سه طفل همه شان را آنقدر دوست دارم که هیچ نگو اما بعضی اوقات قهر هم میشوم اما انقدر قهر نی که خودت به سویه رادیو اعلان کردی هه هه اما باید بگویم که اگر بعضی اوقات در خانه قهر نشوی باز هم نمی شود باید طفل های کمی از پدر و مادر بترسند .
این مصاحبه در 11 ثور 1389در رادیو قره باغ در والسوالی قره باغ ولایت کابل صورت گرفته است .

مصاحبه با هنرمند درسفر دوم به کاپیسا

ایمیل چاپ کردن PDF
Active Image

سلام وطندار با توجه به اهمیت موسیقی محلی کشور و به هدف تشویق و تقویه این میراث فرهنگی تصمیم گرفته تا برنامه مصاحبه با هنرمند را در ولایات مختلف کشور ضبط نماید. به سلسله این برنامه ها که از یک ماه به این سو براه انداخته شده، فهیم صدیقی تهیه کننده برنامه مصاحبه با هنرمند هر ماه به سه تا چهار ولایت سفر خواهد کرد تا با هنرمندانی که با مشوره رادیوهای محلی انتخاب می شوند  مصاحبه کند، سفر دوم  فهیم صدیقی به ولایت کاپیسا بود در این ولایت موسیقی محلی که با تمبور، دمبوره و هارمونیه نواخته میشود در بین مردم شهرت داشت. زمانیکه ما به این ولایت رفتیم خواستیم با یکی از هنرمندان مطرح محلی گفتگو کنیم همکاران رادیو صدای صلح  و تعدادی از جوانان ازاکرم جمال آغه نام  گرفتند.
من به محل بود وباش اکرم جمال آغه رفتم که در قریه ده بالی موقعت داشت جای که همه هنرمندان محلی به خاطر دعوت به محافل خوشی منتظر میباشند. این مکان که مانند یک هوتل به نظر میرسید مردم به خاطر دعوت هنرمندان محلی برای نواختن موسیقی در محل خوشی شان به این جا میآمدند .اکرم جمال آغه که مرد خوش خلق و شوخی بود با یک پرنده اش (باشه )بیشتر اوقات خود را در همین جا میگذراند .این مرد 70 ساله که جوان معلوم می شود  از آمدن ما به محل شان خرسند به نظر میرسید و استقبال خوبی کرد.

آقای اکرم جمال آغه بسیار خوش  آمدید به برنامه مصاحبه باهنرمند!
تشکر از شما که به قریه ده بالی کاپیسا آمدید و امیدوار هستم با خاطرات خوش از کاپیسا برگردید.

در آغاز می خواهم بپرسم که با کدام آلات موسیقی بیشتر علاقمند هستی و بیشتر با کدام آلات موسیقی  می خوانی؟
قسمیکه شما می بینید در دست من تنبور است، بسیار زیاد به تنبور علاقمند هستم و همیشه تنبور می نوازم و همراه  همین تنبور میخوانم البته دیگر نوازنده ها هم هستند که با من مینوازند تبله، دهل، هارمونیه اما وقتیکه تنها میباشم با تنبور می خوانم .

چی مدت زمان می شود که شما در بخش موسیقی فعالیت میکنید ؟
در حدود چهل سال می شود که من آواز می خوانم و با موسیقی سرو کار دارم خودم هفتاد ساله هستم از اینکه همیشه با موسیقی هستم ، مردم هم مرا تشویق می کنند خوشحال هستم، غم دنیا را هم ندارم بسیار جوان معلوم می شوم.

شما بیشتر در کجا موسیقی می نوازید در محافل خوشی و یا در کنسرت ها؟
در گذشته در میله گل سرخ به مزار میرفتم و کنسرت میدادم چند بار در تلویزیون ملی هم دعوت شدم و آهنگ هایم را ثبت کردند اما در این اواخر در کاپیسا محدودیت های وضع شده که مرا بسیار رنج میدهد که آزاد دانه نمی توانیم موسیقی بنوازیم خصوصا در محافل خوشی لاسپیکر اجازه نمی دهند ممنوع شده بعضی جاها اگر بتوانیم از لاسپیکر استفاده بکنیم او هم اگر شخص عروسی کننده زور دار باشد.

آقای اکرم جمال آغه جوانی تان چگونه گذشت؟
جوانی گذشت اما خاطرات همیشه به یادم خواهد بود زمانی که تازه جوان شده بودم پیش از عروسی  بسیار تب خوش و آزاد بودم. بعدا شوق نگهداری باشه  را کردم که تا حالا باشه دارم گرچه حالا هم بسیار آزاد هستم مردم دوستم دارند هم حکومتی و هم مجاهدین.

اکرم جمال آغه شما بیشتر آهنگ های ساخته خود را می خوانید و یا از دیگرهنرمندان را؟
من بیشتر آهنگهای خود را می خوانم طرز خواندنم هم متفاوت است با دیگران بیشتر آهنگهایم کمپوز محلی دارم و شعر هایی را که  انتخاب می کنم از شاعران مهم خود ما است.

گفته می شودکه شما چند زن دارید آیا راست است؟
بلی من دو زن دارم خانم اولم را مادرم برایم انتخاب کرده بود و خانم دوم من بالایم عاشق شده بود و مه هم عاشق شده بودم هه هه شکر هر دوی شان حیات هستند و یکجا زنده گی میکنند و هر دوی شان هنرم را دوست دارند اما اولاد هایم نه موسیقی می نوازند و نه آواز می خوانند .

آخری تجدید گردید بالای شنبه, 31 جولای 2010 11:31

برنامه" مصاحبه با هنرمند" در سفر اول به پنجشیر

ایمیل چاپ کردن PDF
Active Image

سلام وطندار با توجه به اهمیت موسیقی محلی کشور و به هدف تشویق و تقویه این میراث فرهنگی مان تصمیم گرفته تا برنامه مصاحبه با هنرمند را در ولایات مختلف کشور ضبط نماید. به سلسله این برنامه ها که از یک ماه به این سو براه انداخته شده است، فهیم صدیقی تهیه کننده برنامه مصاحبه با هنرمند هر ماه به سه تا چهار ولایت سفر خواهد کرد تا با هنرمندانی که با مشوره رادیوهای محلی انتخاب می شوند  مصاحبه انجام دهد.
سفر اول فهیم صدیقی به ولایت پنجشیر بود در این ولایت موسیقی قرصک در بین مردم شهرت دارد. موسیقی قرصک با کف زدن و یک دایره  اجرا می شود. بعضاً این موسیقی به شکل مدرن با آلات موسیقی برقی توسط هنرمندان جوان  ثبت میشود واز طریق تلویزیون ها در افغانستان به نشر میرسد.
زمانیکه ما به این ولایت رفتیم خواستیم با یکی از هنرمندان مطرح محلی گفتگو کنیم همکاران رادیو خراسان و تعدادی از جوانان از ملا عبدالله امانی نام گرفتند. ما ملاعبدالله امانی را در استدیوی رادیو خراسان که در بازارک  موقیعت دارد دعوت  کردیم. ملاعبدالله امانی که بیشتر مردم او را ملاصاحب صدا میزنند مرد 65 ساله ای است که ریش دراز سفید دارد او با وجود اینکه مرد برزگسالی است اما فرد بسیار خوش سخن است که جوانان را همیشه می خنداند .

آقای ملاعبدالله امانی بسیار خوش آمدید به استدیوی رادیو خراسان!
تشکر زنده باشین شما خوش آمدین به ولایت ما.

سوال: - در آغاز می خواهم بپرسم که مردم ولایت پنجشیر بیشتر به کدام موسیقی علاقمند هستند ؟
جواب: -
موسیقی اصیل  ولایت ما قرصک است و این موسیقی سه بخش دارد. بخش اولش مقام است دوم رباعی یا سنگردی می گویند و بخش سوم قرصک است که مردم از زمانه های سابق همین موسیقی را دوست دارند.

سوال: - موسیقی قرصک چگونه یک موسیقی است با چند نفر اجرا می شود و کدام آلات موسیقی در قرصک نواخته می شود؟
جواب: -
معمولاً در قرصک ده الی پانزده نفر اشتراک می کنند. یک نفر دایره می زند و دونفر دیگر شعر گویی می کند و یا رباعی می  خوانند که در آغاز مقام است بعداً سنگردی که با آواز بلند خوانده می شود بعداً قرصک، جوانان که در این حلقه اشتراک کرده اند همه کف می زنند ازینکه پنچشیر یک ولایت کوهستانی است زمانیکه مردم در کوه بخاطر شکار میروند از اینکه وقت شان خوش بگذرد قرصک میکنند و رباعی می خوانند.

سوال: - بیشتر از کدام نوع اشعار در قرصک استفاده میکنید ؟
جواب: -
ما کوشش می کنیم در قرصک اشعاری را استفاه کنیم که اطفال و جوانان را به علم و معرفت سوق دهد شعر های حماسی می خوانیم و همچنان بعضی دو بیتی های عام فهم .

سوال: - ملا صاحب شما برای اولین بار که قرصک خواندید کدام زمان بود و کدام شعر، به یاد دارید ؟
جواب: -
بلی من فارغ لیسه نادریه هستم در حدود چهارده سال داشتم و متعلم بودم که  آواز خوانی را شروع کردم کدام استادی در این بخش ندارم و اولین شعر را که خواندم کاملاً به یادم است.

زه اندوه غم عشقت دلم سیماب میگردد

شرار آتش عشقت  به جانم تاب می گردد

ز سودای غمت هر شب به بستر ناله ها دارم

کجا در بستر و بالین به چشمم خواب می گردد

سوال: - ملا صاحب بیشتر مردم علاقمند کدام آهنگ شما هستن و بودن ؟
جواب: -
در گذشته ها بیشتر جوانان به قصه های  پهلوانی حضرت  بهترین عالم (ص) همرای شیر خدا  قصه نجات دادن چوچه های سیمرغ از چنگ اژدار در پشت کوه قاف توسط حضرت علی (ک) و در دوران مقاومت مردم بیشتر به اشعار انقلابی علاقمند بودند.

تشکر یک جهان ملا صاحب!
از شما هم بسیار زیاد تشکر که به این ولایت آمدید.

قاسم رامشگر مهمان برنامه مصاحبه با هنرمند بود

ایمیل چاپ کردن PDF
Active Image
قاسم رامشگر در شهر کابل دیده به جهان گشوده واز پوهنحی هنرهای پوهنتون کابل در بخش موسیقی فارغ گردیده است رامشگربعد از فراغت از پوهنتون  برای آموختن گیتار در خلال سال های 1992 الی 1996 در روسیه به سر میبرد او اکنون یکی از داور های برنامه ستاره افغان درتلویزیون طلوع میباشد.
این مصاحبه در 14 دسامبر 2009 در استدیوی مرکزی سلام وطندار صورت گرفته است .
آقای رامشگربه استدیوی سلام وطندارخوش آمدید
آقای صدیقی من هم سلام عرض می کنم خدمت شما و تمام شنونده های  سلام وطندار.
رامشگر صاحب در نخست اگر بگویید اکنون مصروف چی کار هستین آیا برای تشنه گان هنر تان در جستجوی کار های هنری تان هستید؟
آقای صدیقی کار های مه همیشه مناسبی بوده و مه دوست دارم همیشه در یک مناسبی خاص کار کنم .کار آخیر مه یک آهنگ است برای معارف که شعر این آهنگ از بابر زی صاحب است  این آهنگ سه روز می شود از استدیو کار هایش خلاص شده و مه آهنگ جدید معارف را  به رادیو سلام وطندار طور تحفه می دهم که شنونده ها برای اولین بار این آهنگ را از سلام وطندار می بشنوند.
رامشگر صاحب شنونده ها تازه با کار آوازخوانی شما آشنا شدند گرچه درمورد  کار هنر موسیقی شما از گذشته ها می دانستند آیا شما در گذشته ها هم آواز می خواندید؟
مه تقریبا حدود سی سال می شود موسیقی کار می کنم البته از دوران مکتب موسیقی ، ما در مکتب و در پوهنتون یک مضمون یا یک رشته داریم  داریم بنام سلفیژ یا دکته که آواز خوانی است و رشته اصلی مه گیتار است ، موسیقی تهیه کردن است و آهنگ ساختن اما بعضی اوقات می خواهم صدای دلم را با آواز خوانی بکشم که یکی ازکار های فرعی مه است .
قسمیکه شما گفتید و شنونده ها هم با چهره یک گیتار نواز شما را بیشتر می شناسند آیا دراین  آواخر کدام البوم از نغمه های گیتار ساخته اید ؟
متاسفانه که مه در همین قسمت کمی تنبل هستم می گویند کلال در تیکر شکسته آب می خورد من هم در رشته خود کمی تنبلی می کنم . البته سالهای پیش در مسکو آهنگهای مرحوم احمد ظاهر را با گیتار نواخته بودم که بعضی از شنونده ها در جریان هستند و بعضی اوقات صدای گیتار خود را از بعضی جاها می شنوم .
رامشگر صاحب چند آهنگ خوانده اید تا کنون ؟
برای اولین بار وقتیکه در برنامه ستاره افغان من داوری می کردم قرار بود در برنامه اخیر من گیتار بنوازم اما وقتیکه داخل استدیو شدم دیدم که سه دقیقه گیتار برای شنونده ها خسته کن است و برای اولین برای آهنگ( تو رفتی گشته ام تنها من افسانه می سازم ) را خواندم و یک آهنگ برای کابل  خواندیم که شعرش است ( نه دیگر از غم گل می سرایم نه از رویای بلبل می سرایم   دوبیتی های رنگین دلم را برای شهر کابل می سرایم ) ویک آهنگ پشتو هم است که برای تان در آغاز گفتم .
آقای رامشگر تا کنون چند آهنگ از ساخته های شما را دیگر آواز خوانان خوانده اند؟
متاسفانه که مه با هنرمندان در گذشته ها ارتباط نداشتم چرا که من دو سال می شود کابل آمدیم و هفده سال از وطن دور بودم بازهم مه بیشتر از پنجاه آهنگ ساختیم که در این اواخر یکی از آهنگ هایم را احمد فانوس خوانده است شش آهنگم را احمد سمیر خوانده و بعضی آهنگها برای بچه های ستاره افغان هم داشتیم .




اجمل حیدری مهمان برنامه مصاحبه باهنرمند بود.

ایمیل چاپ کردن PDF

Salamwatandar

اجمل حیدری که همه با چهره و آواز وی در عرصه گوینده گی آشنا هستند در این آواخر توانست با خواندن اولین آهنگش ( هیله به هلیه ) شهرت خوب در عرصه موسیقی پیدا کند . اجمل حیدری که در کابل زنده گی میکند مصروف  کار در یکی از تلویزیون ها می باشد .
اجمل حیدری در 29 اپریل مهمان برنامه مصاحبه با هنرمند بود
آقای اجمل حیدری بسیار خوش آمدید به استدیوی سلام وطندار!
سلام  و ادب خدمت شما فهیم عزیز و خدمت تمام دوستانی که همین اکنون صدای مه و خودت را می شنوند.
اجمل عزیز خودت یک گوینده هستی اما به یکباره آهنگ خودت از تلویزیون ها نشر شد و  او هم بسیار زود  سر زبانها شد میشه در این مورد بگویی؟
بعضی اوقات خودم هم در این مورد فکر می کنم و تعجب می کنم که چطور یکبار  در راه راستی ، صداقت ، دنیای زبان بی زبانی یعنی دنیای  موسیقی پای نهادم ،باید بگویم که بی نهایت من علاقمند بودم به موسیقی .پیش از این من مجری برنامه ها ی تلویزیونی  بودم و گاه گاه بعضی آهنگ را زمزمه می کردم و شعر را دکلمه می کردم که بلاخره دوستان تشویق کردن و گفتن که خودت می توانی آواز بخوانی صدایت برای آواز خواندن مناسب است و من هم آغاز کردم موسیقی را با آهنگ (هیله به هیله که به گپ رسیده دلبر) شروع کردم .که امیر جان صبوری این آهنگ را برایم کمپوز کرده.
اجمل جان این آهنگ را در کجا ثبت کردی و کدام آهنگ دیگر هم در نظر داری در زودی ها ثبت بکنی ؟
اگر واقعت را بپرسی صدیقی صاحب مه در نظر نداشتم که بعد از آهنگ هیله به هیله دیگر آهنگ نخوانم، اما وقتی که آین آهنگ ثبت و نشر شد تشویق دوستان را دیدم و همه می پرسند که آهنگ بعدی شما چی وقت می آید مجبور شدم و خواستم که باید آهنگ بخوانم چون مردم با نام و چهره مه آشنا بودند البته در عرصه موسیقی نی بلکه در عرصه گوینده گی و یک شخصی که در رسانه ها کارمی کنم .حالا کوشش دارم که در راه موسیقی که یک راه محبت ،راه عاشقی ،راه صمیمیت است بیشتر کار بکنم و به یک جای خوب برسم.
اجمل جان حیدری گاهی تصور کرده بودی که اگر آهنگی بخوانی مثل آهنگ هیله به هیله به این اندازه تشویق شوی و آهنگ خودت زبانزد علاقمندان موسیقی شود ؟
بیش از اینکه من آهنگ هیله به هیله را ثبت کنم بسیاری دوستان همیشه می گفتند که باید خودت بخوانی .من فکر می  کردم که تشویق می شوم ،اما وقتیکه این آهنگ نشر شد بیشتر از آنچه که تصور می کردم تشویق شدم، چرا که هنرمند دلها، هنرمند که همه او را دوستدارند همیشه کمپوز های او را می پسندند ، امیر جان صبور این آهنگ را ساخته است .
اجمل عزیز میشه در مورد زنده گی شخصی تان بگوین در کجا زنده گی می کنید و در کجا زاده شدین و چند سال دارید؟
مه همیشه می گویم که در زیر آسما و در سر زمین هه هه هه ( می خندد) مه در کابل زنده گی می کنم و در شهر پلخمری در ولایت بغلان زاده شدیم و 25 سال دارم فهیم جان مه به این نظر هستم که انسان اگر ده سال عمر می کند باید عمرش به خوشی سپری شود بسیار دوستان سن خود را پهنان می کنند اما مه همیشه به این نظر هستم که باید راست بگوید و خودم زنده گی بسیار خوش دارم
اجمل جان البته ازدواج کردین ؟
هه هه هه نی نی جانم اصلاً  تا هنوز در راه این گپ ها نرفتم هنوز بسیار وقت است و کدام تصمیمی هم در این راستا نگرفتیم .



آخری تجدید گردید بالای دوشنبه, 26 جولای 2010 12:11

JPAGE_CURRENT_OF_TOTAL